جنگ تمدنی و تهدید آخرالزمانی آمریکا علیه ایران
آمریکاییها در طول دو جنگ بزرگ تحمیلی اخیر و همچنین صحنهگردانی آشوب های خیابانی، اشتباهات بزرگی در برابر ایران مرتکب شدند، اما شاید بدترین آن توسل به متون تاریخی به منظور زیر سؤال بردن عظمت تاریخی و پشتوانه های قدرت و واقعیتهای باستانی ایران قبل از اسلام است که قاعدتاً ایرانیان در هر قوم و دستهای که باشند به آن واکنش و حساسیت نشان میدهند.
جدیدترین نمونه متوسل شدن مارک روبیو وزیرخارجه ضعیف و ناامید این کشور به حادثه کشورگشایی خشایار هخامنشی و داستان ویرانی معبد آکروپلیس یونان است که البته از بیان علت چنین حملهای که در واقع پاسخ قاطع ایران آن روز به حمله قبلی یونانیان به کارتاژ بوده است خودداری کرده و اتهامات سنگینی را از جمله غارتگری متوجه پادشاه هخامنشی و در ادامه ایرانیان مینماید.
این داستان به هر شکلی که بیان شود، نمیتواند آورده و دستاوردی برای وزیر خارجه آمریکا که دستش از هرترفند و برنامهای برای به زانو درآوردن ایران در میدان سیاست و دیپلماسی خالی مانده، داشته باشد چرا که صفحات تاریخ در پیش چشم جهانیان گشوده است و واقعیات تاریخی نیز قابل جعل و لاپوشانی در عصر رسانه و اینترنت نیست. البته بهتر بود او داستان را تا واقعه تسلیم و اسارت والرین پادشاه روم در برابر شاپور یکم درجنگ با لشگر ایران، ادامه می داد که هنوز نقش کندهکاری شده آن در نزدیکی های تخت جمشید موجود است.
به هر حال این داستان سرایی و دروغ و نفرت پراکنی هم از جهاتی البته به نفع فرهنگ و تمدن ایرانی و رسوایی بیشتر آمریکا و صهیونیسم بینالملل تمام خواهد شد و در این باره گفتنیهایی ست:
_ عمق ایدئولوژیک محور سخنان وزیر خارجه آمریکا در پیوند زدن تاریخ چند ساله کشورش به تاریخ چند هزارساله ایران و یونان، ناشی از احساس ضعف و زبونی دستگاه سیاست خارجی این کشور، برای همراه کردن اروپاییها و سایر کشورها در تجاوز آمریکا به ایران است که تاکنون بدون اقبال و همراهی شرکای غربی و دیگران بوده است.
_ برای تمدن مشعشع ایران حتی یک جمله از گزنفون یونانی که منشاء فلسفه و علم را از ایران دانسته و سخن معروف هگل آلمانی که اصلاً منبع معرفت و نورانیت را از ایران میداند تا آثار بیشماری که در موزههای لوور فرانسه و متروپولیتن آمریکا و دیگران موجود می باشد، کافی است تا افق جهانی فرهنگ استوار و نام سترگ ایران همچنان در جهان بدرخشد و نورافشانی نماید.
_ جهان آگاهست که بر خلاف داستان خشایار شاه در حمله به یونان این بار این آمریکا بود که با همدستی اسرائیل در میانه گفتگو و مذاکرات دیپلماتیک برخلاف همه موازین اخلاقی و عرف بینالمللی به کشور ایران حمله کرد و جمعی از عزیزان و سرمایههای اصلی این کشور را از ملت ما دریغ کرد و علاوه بر این مرتکب جنایات سنگینی گردیدند.
_ آبروریزی بزرگ و بیمانند کشوری که همواره با ادعای اخلاق و حقوق بشر و ژستهای سیاسی و دیپلماتیک خود را برتر و بالاتر از دیگران دانسته در حمله سبعانه به مردم و زیر ساخت های کشور چیزی نیست که بتوان از صفحه تاریخ و اذهان ایران پاک کرد و این ننگ برای همیشه و تا ابد بر گردن تمدن غربی، خواهد ماند.
_ هگست وزیر جنگ و روبیو وزیر خارجه آمریکا به علت ضعف و ناتوانی مفرط در هر دو میدان جنگ و دیپلماسی (به این دو اضافه کنید بسنت رئیس خزانه داری دولت ترامپ در اعمال شدیدترین فشارهای اقتصادی و مالی) در برابر رزمندگان و ملت در صحنه، تاکنون چندین بار از عنوان جنگ آخرالزمانی و حتی تهدید اتمی استفاده کردهاند که این دو عناوین سنگینی در حقوق بینالملل بوده و از سویی ناشی از توهمات ضد انسانی و نیات پلیدی است که انگیزههای آن بیشتر از ناحیه خود آنهاست که مایلند دیگران را به آن متهم نمایند.
_ تاریخ مظلومیت، شجاعت، ماهیت ملت اصیل و سرافراز ایران را در برابر بربریت مدرن وحشیهای قرن بیستویک که عاری از هرگونه اخلاق انسانی و تاریخ افتخارآمیزی در عالم هستند، اکنون به روشنترین شکل ثبت و ضبط کرد. این همان جنگی بود که ترامپ با ورود آن به قول برجستگان سیاست بین الملل ابهت آمریکا را بر باد داد.
_ آمریکاییها که در روزهای اول دنبال جدا کردن عنوان جمهوری اسلامی از ایران بودند و علناً و عملاً این دو را ماهیتی جدا از هم تعریف میکردند، اکنون خود بهصورت شفاف منظور اولیه و نهایی خود را از نابودی و تجزیه جغرافیا و ژئوپلیتیک ایران در جنگ اخیر بیان میکنند و این دستاورد مهمی برای جویندگان حقیقت و آگاهی است.
_ ادعای مستقیم چندین و چند باره ترامپ رئیسجمهور متوهم آمریکا در اعلام هدف نابودی تمدن ایرانی و برگرداندن ملت ایران به عصر حجر و نابودی تاریخ و فرهنگ ملت ما به روشنترین وجه، به عمق کینه جو.یی بیمارگونه این فرد اشاره داشته و هدف آمریکا را در حمله به ایران به قصد انهدام و نابودی آشکار میسازد.
_ معلوم میشود برای هیأت حاکمه آمریکا همانند باند جنایتکار اسرائیل، خطر خود ایران به عنوان یک الگوی جهانی و ماهیت مستقل فرهنگی، هنری و تمدنی، هیچ کمتر از انقلاب اسلامی و آئین مسلمانی نیست و این ازجمله نتایج و برکات این جنگ در برملا شدن نفاق و دشمنی آشکار دشمن صهیونی بر علیه ایران و عنصر ایرانی است.
_ اگرچه عنصر رواداری، آیین نوع دوستی، اخلاق انسانی و نیکی درحق دیگران توسط ایرانیان در طول تاریخ از خطوط نگاشته بر استوانه اولین قانون نامه حقوق بشر جهان تا به نمایش گذاشتن راستی و وارستگی در برابر دیگران در هر شرایطی شهره آفاق است، اما به نظر میرسد جریانی بدخواهانه به دنبال تسری نظریه برخورد تمدنهای هانتینگتون به دوگانه ایران و غرب بهجای اسلام و غرب است که باید همگان درباره این توطئه هوشیار و بیدار باشند.
- جناح راست افراطی یا نئوکان ها، همان جریان تندرو مسیحی صهیونیست و معتقد به جنگ آخرالزمانی است که از زمان دولت ریگان و بوش در دولت آمریکا رسوخ و نفوذ کرده و مشخصاً سیاستهای ضد ایرانی را دنبال میکند لذا اکنون که سیاست عراقیزه و سوریه سازیشان در مورد ایران با شکست مطلق مواجه شده به چنین رفتارهایی روی آوردهاند که در این زمینه نیز راه به جایی نخواهند برد.
سالها پیش برژینسکی به دولتمردان پس از خود توصیه کرده بود، هیچگاه حس تاریخی و قومی ایرانیان را تحریک نکنید چراکه با آمیخته شدن آن با تفکر شیعی دیگر نمیتوانید با آن مقابله کنید.